اسم آبداری ۱ – (حامص.) آبدار بودن، شغل آبدار. ۲- طراوت، تازگی. ۳- (اِ.) نمدی نامرغوب که در سفرها مورد استفاده قرار میگرفت.
اسم مرکب آبچین (اِمر.) ۱- حوله. ۲- پارچهای که مرده را پس از غسل با آن خشک میکنند. ۳- کاغذ آب خشک کن.