اسم

آبده

(بِ دَ یا دِ) [ ع. آبده. ] (اِ.) جانور وحشی، دد؛ ج. اوابد.

    آبرفت

    (رُ) (اِمر.)
    ۱- سنگ کف رود که جریان آب آن را ساییده باشد.
    ۲- موا د ته نشین شده در مجرای آب.

      آبخوری

      (خُ) (اِمر.)
      ۱- لیوان.
      ۲- شارب، سبیل.
      ۳- نوعی از دهنه اسب که هنگام آب دادن بر دهانش زنند.

        آبدارچی

        (اِفا.) کسی که در اداره یا محل کار وظیفه اش درست کردن چای یا قهوه‌است.

          آبدارخانه

          (نِ) (اِمر.)
          ۱- اتاقی در اداره، یا هر جای دیگر که در آن چای یا قهوه درست می‌کنند.
          ۲- مجموع آلات و ادوات و خادمان و ستوران و آبداری در دستگاه سلاطین.

            Scroll to Top