اسم

اواخی

(اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ اَخیّه.
۱- طناب خیمه.
۲- عهد و حرمت.

    اوارجه

    (اَ رِ جِ یا جَ) [ معر. ] (اِ.) نک اواره، اوارج.

      اهم

      ( اُ ) [ فر. ] (اِ.) واحد مقاومت الکتریکی است.

        اهمال

        ( اِ ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) فرو گذاشتن، سرسری کاری را انجام دادن.
        ۲- بی پروایی کردن.
        ۳- (اِمص.) سهل انگاری. ج. اهمالات.

          اهتوخشی

          (اُ خُ) [ په . ] (اِ.) [ خوب ورزنده، نیکو کوشنده ] طبقه صنعتگر.

            اهداب

            ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ هُدب.
            ۱- مژه‌های چشم.
            ۲- برگ‌های نازک و باریک.
            ۳- ریشه باریک جامه.

              اهرم

              (اَ رُ) (اِ.) میله آهنی محکمی که می‌توان به وسیله آن با انرژی کمتری اجسام سنگین را به ح رکت درآورد.

                Scroll to Top