اسم

انگشتوانه

(اَ گُ نِ) (اِمر.) انگشتانه، قالب فلزی که به هنگام تیراندازی یا دوختن بر انگشت شَست می‌گذارند.

    انگبین

    (اَ گُ یا گَ) (معر.) (اِ.)
    ۱- عسل.
    ۲- هر چیز شیرین.
    ۳- آهنگی است از موسیقی قدیم.

      انگژ

      (اَ گَ) (اِ.)
      ۱- بیل.
      ۲- آلتی که پیل بانان با آن پیل را برانند؛ کجک. انگز هم گویند.

        انگشت پیچ

        (اَ گُ)
        ۱- (ص مر.) هر چیز غلیظ و سفت مانند عسل، شیره.
        ۲- معارض، مخالف.
        ۳- انعام اندک.
        ۴- (اِمر.) شرط، پیمان.
        ۵- نوعی حلوا.
        ۶- نوعی گز به صورت شیره سفید رنگ غلیظ و چسبنده.

          انگشت شهادت

          (~ شَ دَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) انگشت اشاره، انگشتی که بین انگشت میانی و شست قرار دارد.

            انکار

            ( اِ ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) نپذیرفتن، حاشا کردن.
            ۲- (اِمص.) ابا، امتناع.

              Scroll to Top