اسم

انساب

( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ نَسَب.
۱- نژادها.
۲- خویشاوندها.

    انسان

    ( اِ ) [ ع. ] (اِ.) آدمی، مردم، بشر. ج. اناس و آناس.

      انستیتو

      (اَ) [ فر. ] (اِ.) مؤسسه تربیتی و فرهنگی، مرکز علمی یا تحقیقاتی.

        انسراح

        (اِ س ِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) واکرده شدن موی و فروهشته گردیدن.
        ۲- به پشت خوابیدن و پ اها را از هم گشاده کردن.
        ۳- برهنه شدن.
        ۴- (اِمص.) روانی، آسانی.

          انسرینگ

          (اَ س ِ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاه پیغام گیر تلفنی یا تلفن دارای این سیستم که امکان ضبط پیغام را دارد.

            انسولین

            ( اَ سُ) [ انگ. ] (اِ.) ماده‌ای است که در بدن تولید گردد و قند خون را منظم سازد.

              انشا

              ( اِ ) [ ع. انشاء ]
              ۱- (مص م.) آفریدن، به وجود آوردن.
              ۲- آغاز کردن.
              ۳- از خود چیزی گفتن.
              ۴- (اِمص.) سخن پردازی.
              ۵- (اِ.) نوشته.

                انژکسیون

                (اَ ژِ) [ فر. ]
                ۱- (مص ل.) آمپول زدن، تزریق.
                ۲- (اِ.) آمپول.

                  انس

                  ( اُ ) [ ع. ]
                  ۱- (مص ل.) خو گرفتن.
                  ۲- (اِ مص.) عادت.
                  ۳- آرامش.

                    Scroll to Top