اسم

مولد

(مُ لِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- زادگاه.
۲- هنگام زادن. ج. موالد.

    مولد

    (مُ وَ لَّ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- تولید شده، زاییده.
    ۲- پدید آورده.
    ۳- شخص عجمی که در عرب پرورش یافته.
    ۴- کلام ساخته و بر بافته.
    ۵- لغت عجمی که عرب در کلام استعمال کند.
    ۶- لغتی که قدمت استعمال ندارد، مستحدث. ج. (برای کسان) مولدین.

      مولکول

      [ فر. ] (اِ.) کوچکترین جزء یک جسم که همه خواص آن جسم را دارا می‌باشد.

        مولو

        (اِ.)
        ۱- شاخ دراز میان تهی که قلندران و جوکیان آن را با دهان می‌نوازند.
        ۲- نی که کشیشان در کلیسا نوازند.

          پیمایش به بالا