اسم مفعول موقوف (مُ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- بازداشته شده. ۲- ملکی که در راه خدا وقف شده. ۳- تعطیل شده. ۴- معلق.
اسم موقوفه (مُ فَ) [ ع. موقوفه ] (اِ.) ملکی که درآمد آن برای کارهای عام المنفعه یا اموری که واقف تعیین کرده اختصاص داده شده.
اسم موکب (مُ کِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- گروه سواران یا پیادگان. ۲- گروهی از سواران یا پیادگان که در التزام رکاب پادشاه باشند. ج. مواکب.