اسم

ام

(اُ مّ) [ ع. ] (اِ.) مادر.

    ام الخبائث

    (اُ مُّ لْ خَ ئِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- مایه پلیدی‌ها.
    ۲- مجازاً شراب.

      ام القری

      (~. قُ را) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- مهم ترین و ارزش مندترین سرزمین.
      ۲- مجازاً مکه.

        الو

        (اَ لُ) (اِ.) شعله آتش، زبانه آتش.

          الو

          (~.) [ فر. ] (اِ.) لفظی است که در شروع برقراری ارتباط تلفنی گفته می‌شود.

            الوا

            (اَ) (اِ.) صمغی است بسیار تلخ ؛ صبر زرد.

              الواح

              ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ لوح ؛ لوح‌ها، صفحه‌های فلزی، سنگی یا چوبی.

                الوار

                ( اَ ) (اِ.)
                ۱- تیرهای بزرگ چوبی که در ساختن سقف خانه به کار می‌رفت.
                ۲- چوب‌های چهارتراش دراز و ضخیم.

                  Scroll to Top