اسم

اعراض

( اِ ) [ ع. ] (اِ.) شیر پستان زن هنگامی که عصبی یا وحشت زده باشد یا غم و اندوه شدیدی به او دست داده باشد. خوردن شیر اعراض باعث ناخوشی کودک می‌شود.

    اعراض

    ( ~. ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) روی گردانیدن.
    ۲- برگشتن.
    ۳- نفرت داشتن.
    ۴- (اِمص.) نفرت، کراهت.

      اعراف

      ( اَ ) [ ع. ]
      ۱- (اِ.) جِ عُرف ؛ مکان‌های بلند.
      ۲- برزخ، مکانی بین بهشت و جهنم.

        اعراق

        (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ عِرق.
        ۱- رگ‌ها.
        ۲- کوه‌های بلند.
        ۳- ریشه‌های درخت.

          اعجاب

          ( ا ِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) به شگفت آوردن.
          ۲- (مص ل.) متعجب شدن.
          ۳- (اِمص.) شگفتی.
          ۴- خودبینی، خودپسندی.

            اعجاز

            ( اِ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) عاجز ساختن.
            ۲- کار دشوار و خلاف عادت انجام دادن.
            ۳- (اِمص.) عجز، ناتوانی.

              اعجام

              (ا ِ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.)نقطه نهادن حروف.
              ۲- (اِمص.) نقطه گذاری.

                اعتقاد

                (اِ تِ) [ ع. ]
                ۱- (مص م.) باور داشتن.
                ۲- گرویدن به یک دین.
                ۳- (اِمص.) باور، گروش.

                  پیمایش به بالا