اسم

اعتلاء

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) برتری یافتن.
۲- بلند شدن.
۳- (اِمص.) بلندی، برتری.

    اعتلال

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) بیمار شدن.
    ۲- بهانه آوردن.
    ۳- (مص م.) کسی را به کاری مشغول داشتن.
    ۴- (اِ.) بیماری، مرض.

      اعتماد

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) تکیه کردن.
      ۲- برگزیدن.
      ۳- کاری را به کسی واگذاشتن.
      ۴- (اِمص.) اطمینان.

        اعتناق

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.)دست به گردن یکدیگر انداختن.
        ۲- امری را به گردن گرفتن.
        ۳- (اِمص.) نوازش.

          اعباء

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ عَب ؛ سنگین‌ها، بارها.

            اعتبار

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) پند گرفتن.
            ۲- (اِ.) آبرو، قدر.

              اعتبارنامه

              (~. مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) ورقه‌ای که اعضای انجمن نظار امضا کنند و وکالت کسی را به اطلاع وزارت کشور و مجلس برسانند.

                اعتدال

                (اِ تِ) [ ع. ]
                ۱- (اِمص.) میانه روی.
                ۲- (اِ.) حد میانه.

                  اعتذار

                  (اِ تِ) [ ع. ]
                  ۱- (مص ل.) پوزش خواستن.
                  ۲- گِلِه کردن.
                  ۳- (اِمص.) پوزش.

                    اعتراض

                    (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
                    ۱- نکته گیری نمودن.۲ – تعرض کردن.۳ – (اِمص.) واخواست.

                      پیمایش به بالا