اسم

اصطلاح

(اِ طِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) سازش کردن، صلح کردن.
۲- (اِ.) واژه‌ای که به علت کثرت استعمال عمومی، معنایی غیر از معنای اصلی خود را شامل می‌شود.
۳- لغتی که جمعی برای خود وضع کنند و به کار برند. ج. اصطلاحات.

    اصفیاء

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ صفی ؛ پاکان، برگزیدگان.

      اصل

      ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)۱ – ریشه، بنیاد.
      ۲- نژاد، گوهر.

        اصبع

        (اِ بَ) [ ع. ] (اِ.) انگشت. ج. اصابع.

          اصداغ

          (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ صدغ.
          ۱- بناگوش‌ها
          ۲- زلف‌ها، پیچه‌ها.

            Scroll to Top