اسم

موسوم

(مُ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- نام نهاده شده، اسم گذاشته شده.
۲- در فارسی به معنای شناخته.

    موسی

    (سا) [ ع. ] (اِ.) تیغ سلمانی، استره.

      موسیر

      (اِ.) گیاه پایا از تیره سوسنی‌ها که پیاز آن خوردنی است.

        موسیقار

        (اِ.)
        ۱- نوعی ساز که از نی‌های بزرگ و کوچک ترتیب داده‌اند و اروپاییان آن را «فلوت پان» می‌گویند و امروز به ساز دهنی مشهور است.
        ۲- نام پرنده‌ای افسانه‌ای که منقارش سوراخ‌های بسیار دارد و از آن سوراخ‌ها آوازهای گوناگون برمی آید.

          موسیقی

          [ یو. ] (اِ.) فن آواز خواندن و نواختن ساز.

            موشح

            (مُ وَ شَّ) [ ع. ] (اِمف.)
            ۱- حمایل به گردن افکنده.
            ۲- زینت داده شده، آراسته.

              موشک

              (شَ) (اِ.) وسیله‌ای دارای یک محفظه پر از ماده آتش گیر متصل به یک فتیله که بر اثر واکنش ناشی از تخلیه گاز در هوا پیش رانده می‌شود این وسیله به عنوان اسلحه یا ابزار پرتاب به کار می‌رود.

                پیمایش به بالا