اسم

اسید

( اَ ) [ فر. ] (اِ.) هر جسم هیدروژن داری که به حالت محلول، یون هیدروژن (پروتون) آزاد کند و به جای هیدروژن آن فلزی جانشین شود و تشکیل نمک دهد. بیشتر اسیدها خورنده هستند و مزه ترش دارند.

    اشافی

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اشفی ؛ درفش کفش دوزان.

      اشانتیون

      (اِ) [ فر. ] (اِ.) نمونه‌ای معمولا کوچک و مجانی از کالا که برای تبلیغ عرضه می‌شود، نمونه (فره).

        اشباح

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ شبح.۱ – کالبدها، تن‌ها.
        ۲- سایه‌ها.
        ۳- سیاهی‌ها که از دور دیده شود.

          اشباع

          ( اِ ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) سیر گردانیدن.
          ۲- (اِ.) پر و بسیار.

            اسواران

            ( اَ ) (اِ.)
            ۱- جِ اسوار؛ برندگان اسب، فارسان. مق پیادگان.
            ۲- سپاهیان سواره (در زمان ساسانیان).

              اسم شب

              (اِ مِ شَ) (اِمر.) کنایه از: کلمه رمزی که وسیله شناسایی باشد.

                اسم مستعار

                (اِ مِ مُ تِ) (اِ.) اسمی که شخص برای پنهان کردن هویت واقعی خود از آن استفاده می‌کند.

                  Scroll to Top