اسم

اسواران

( اَ ) (اِ.)
۱- جِ اسوار؛ برندگان اسب، فارسان. مق پیادگان.
۲- سپاهیان سواره (در زمان ساسانیان).

    اسوت

    (اِ یا اُ وِ یا وَ) [ ع. اسوه ]
    ۱- (ص.) پیشوا، مقتدا.
    ۲- (اِ.) خصلتی که شخص بدان لایق مقتدایی گردد.

      اسید

      ( اَ ) [ فر. ] (اِ.) هر جسم هیدروژن داری که به حالت محلول، یون هیدروژن (پروتون) آزاد کند و به جای هیدروژن آن فلزی جانشین شود و تشکیل نمک دهد. بیشتر اسیدها خورنده هستند و مزه ترش دارند.

        اشافی

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اشفی ؛ درفش کفش دوزان.

          اشانتیون

          (اِ) [ فر. ] (اِ.) نمونه‌ای معمولا کوچک و مجانی از کالا که برای تبلیغ عرضه می‌شود، نمونه (فره).

            اشباح

            ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ شبح.۱ – کالبدها، تن‌ها.
            ۲- سایه‌ها.
            ۳- سیاهی‌ها که از دور دیده شود.

              اشباع

              ( اِ ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) سیر گردانیدن.
              ۲- (اِ.) پر و بسیار.

                اسم نویسی

                (اِ نِ) [ ع – فا. ]
                ۱- (حامص) نوشتن نام داوطلب یا نام خود در دفتر یک سازمان یا مدرسه و جز آن، نام نویسی، ثبت نام.
                ۲- (اِمر.) کار کسی که نام کسان را در دفتر ثبت می‌کند، مدت زمانی که نام نویسی جریان دارد.

                  Scroll to Top