اسم

اشپون

( اِ ) [ روس. ] (اِ.) سرب باریکی که در حروف چینی دستی میان هر دو سطر نهند تا فاصله مطلوب پیدا شود.
۲- واحد طول سطر.

    اشتات

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ شَتْ؛ پراکندگان.

      اشتاد

      ( اَ ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- فرشته‌ای است در دین زردشتی.
      ۲- بیست و ششمین روز از هر ماه خورشیدی.

        اشتباه

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) پوشیده شدن.
        ۲- مانند شدن چیزی به چیز دیگر.
        ۳- (اِ.) سهو، خطا.

          اشتداد

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) سخت شدن، محکم شدن.
          ۲- نیرو گرفتن.
          ۳- (اِمص.) نیرومندی.

            اسید

            ( اَ ) [ فر. ] (اِ.) هر جسم هیدروژن داری که به حالت محلول، یون هیدروژن (پروتون) آزاد کند و به جای هیدروژن آن فلزی جانشین شود و تشکیل نمک دهد. بیشتر اسیدها خورنده هستند و مزه ترش دارند.

              Scroll to Top