اسم

استقراء

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) جستجو کردن، تحقیق کردن.
۲- (اِمص.) در منطق ؛ پی بُردن به کل از جزء.

    استغناء

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) بی نیازی خواستن.
    ۲- توانگر شدن، مالدار شدن.
    ۳- (اِمص.) بی نیازی، توانگری (مادی یا معنوی).
    ۴- وابستگی نداشتن، بی قید بودن.
    ۵- گذشتن، صرفنظر کردن.

      استفسار

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.)تفسیر خواستن.
      ۲- پرسیدن.
      ۳- (اِ مص.) پرسش.
      ۴- جستجو، تفحص.

        استقامت

        (اِ تِ مَ) [ ع. استقامه ]
        ۱- (مص ل.) ایستادگی کردن، مقاومت کردن.
        ۲- (اِمص.) پایداری.
        ۳- راست ایستادن.

          استعجال

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) کاری را به شتاب خواستن، به شتاب واداشتن.
          ۲- (مص ل.) شتافتن، شتاب کردن.
          ۳- (اِمص.) شتابزدگی.

            Scroll to Top