اسم

استحکام

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.)محکم شدن، استوار شدن.
۲- (اِمص.) استواری. ج. استحکامات.

    استخر

    (اِ تَ) (اِ.)
    ۱- آبگیر، تالاب.
    ۲- حوض بزرگ که آب بسیار در آن جمع کنند و در آن انواع ورزش‌های آبی نمایند.

      استخلاص

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) خلاصی طلبیدن.
      ۲- (مص م.) رهایی بخشیدن.
      ۳- (اِمص.) رهایی، خلاص. ج. استخلاصات.

        استخوان

        (اُ تُ خا) [ په. ] (اِ.)
        ۱- ماده سختی است که در ساختمان بدن مهره داران به کار رفته‌است و محل اتکای عضلات و مخاط‌ها ودیگر قسمت‌های نرم بدن است. استخوان‌های بدن انسان و دیگر استخوان داران به دو دسته دراز و پهن تقسیم می‌شوند. در وسط استخوان ماده نرمی قرار گرفته که مغز استخوان نامیده می‌شود، استخوان‌ها به وسیله مفاصل با یکدیگر مرتبط هستند.
        ۲- هسته: استخوان خرما.
        ۳- نژاد، نسل.
        ۴- اصیل.
        ۵- پایه بنا، بنیاد ساختمان. ؛~ سبک کردن کنایه از: زیارت رفتن، بخشیده شدن گناهان. ؛~ لای زخم گذاشتن الف – کار را ناقص انجام دادن. ب – کسی را در نگرانی و اضطراب نگه داشتن. ؛~ نرم کردن با زحمت بسیار صاحب تجربه شدن. ؛~ در گلو گرفتن رنج و محنت کشیدن. ؛~ پیش اسب، کاه پیش سگ وضع و ترتیبی سخت نادرست و نابسامان.

          استدامه

          (اِ تِ مِ) [ ع. استدامه ]
          ۱- (مص م.) همیشه خواستن، پیوسته خواستن، دوام چیزی را خواستن.
          ۲- به درنگ انداختن.
          ۳- (مص ل.) همیشه بودن.
          ۴- (اِمص.) همیشگی.

            استدعا

            (اِ تِ) [ ع. استدعاء ]
            ۱- (مص ل.) فراخواندن، خواهش کردن.
            ۲- (اِ.) خواهش.

              استذکار

              (اِ تِ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) یاد کردن.
              ۲- (اِمص.) یادآوری، یاد کرد. ج. استذکارات.

                استراتژی

                (اِ تِ تِ) [ فر. ] (اِ.)
                ۱- نقشه و هدایت عملیات جنگی.
                ۲- نقشه، ترفند، راهبرد (فره).
                ۳- هر طرح درازمدت برای هدفی خاص: استراتژی اقتصادی، استراتژی نظامی.

                  Scroll to Top