اسم

استبرق

(اِ تَ رَ) (اِ.) معرب استبرک.
۱- دیبا، دیبای ستبر، پارچه‌ای که با زر و ابریشم بافته شود.
۲- نام دو گونه درختچه که در نقاط گرمسیری می‌رویند. از گیاهان کائوچویی ایران هستند.

    استبصار

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) طلب بصیرت کردن.
    ۲- (اِمص.) بینا گردیدن.
    ۳- شناسایی.

      استپ

      (اِ ت ِ) [ فر. ] (اِ.) جلگه وسیع و بی – درخت، علفزار.

        استامبولی

        (~.) (اِ.) ظرفی فلزی که برای بردن گل و گچ در بنایی به کار برند.

          استامبولی پلو

          (~. پُ لُ) (اِمر.) نوعی پلو که در آن گوجه فرنگی یا رب گوجه فرنگی و سیب زمینی پلویی و پیازداغ و گوشت خرد کرده می‌ریزند.

            استامپ

            (اِ سْ مْ) [ فر. ] (اِ.)۱ – مُهر، مُهری که روی کاغذ می‌زنند.
            ۲- جعبه‌ای کوچک حاوی بالشتک آغشته به جوهر، جوهرگین. (فره).

              استامینوفن

              (اَ نُ فِ) [ انگ. ] (اِ.) دارویی که به عنوان مسکن و تب بر تجویز می‌شود.

                Scroll to Top