اسم

موزه

(~.) [ فر. ] (اِ.)۱ – مجموعه آثار باستانی.
۲- محلی که آثار باستانی را در آن نگه داری کنند.

    موزون

    (مُ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- وزن شده، سنجیده شده.
    ۲- متناسب.
    ۳- هماهنگ.
    ۴- آهنگ دار.

      موزیک

      [ فر. ] (اِ.) علم ترکیب اصوات و هنر عرضه آن‌ها به نحوی که برای شنونده مطبوع باشد، موسیقی. (فره).

        موزیکولوژی

        (کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) علم تجزیه و تحلیل ویژگی‌های انواع موسیقی و بررسی تاریخی آن‌ها، موسیقی شناسی. (فره).

          موژ

          (اِ.) = موژه: تالاب، آبگیر.

            موژه

            (ژِ) (اِ.) = موژ. مویه: اندوه، غم.

              موس

              (اِ.) کپل، سرین، باسن، کون.

                موس

                (مُ وْ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاه الکترونیکی کوچکی که به رایانه متصل شود و با حرکت دادن آن بتوان مکان نما را روی صفحه نمایش جا به جا کرد و با دکمه‌های آن به سیستم فرمان‌هایی داد، موشی. (فره).

                  موری

                  (اِ.) تنبوشه، لوله سفالی که در زیر زمین یا میان دیوار برای ساختن راه آب به کار می‌بردند.

                    Scroll to Top