اسم

اسپرس

(اِ پِ رِ) (اِ.) گیاهیست از دسته پروانه – پرها با ساقه‌های نازک و برگ‌هایی که از سه برگچه تشکیل می‌شود. برای خوراک دام از آن استفاده می‌کنند.

    اسبک

    (اَ بَ) (اِ.) پره و دندانه کلید.

      اسبله

      (اِ بُ لِ یا لَ) (اِ.) جزو ماهیان فلس دار حلال گوشت بحر خزر است. ماهی ای است بزرگ و سر برهنه که دهانی فراخ دارد و ریشو می‌باشد و دو ردیف دندان در دهان دارد؛ اسبیله، اسبیلی.

        اسپ

        ( اَ ) (اِ.)
        ۱- اسب، فرس.
        ۲- یکی از مهره‌های شطرنج. ؛~ و فرزین نهادن مات کردن، مغلوب کردن (در شطرنج).
        ۳- جزو دوم بسیاری از نام‌های کهن ایرانی: گشتاسپ، لهراسپ، جاماسپ و غیره.

          اسپ دوم

          (اَ پِ دُ وَّ) (اِ.) یکی از صورت‌های فلکی شمالی.

            اسپاسم

            ( اِ ) [ فر. ] (اِمص.)انقباض ناگهانی یک یا چند عضله که با درد شدیدی همراه است، تنجش، گرفت (فره).

              Scroll to Top