اسم

اسپرس

(اِ پِ رِ) (اِ.) گیاهیست از دسته پروانه – پرها با ساقه‌های نازک و برگ‌هایی که از سه برگچه تشکیل می‌شود. برای خوراک دام از آن استفاده می‌کنند.

    اسپرغم

    (اِ یا اَ پَ غَ) [ په. ] (اِ.)۱ – هر گیاه خوشبو، ریحان.
    ۲- هر نوع گیاه.
    ۳- سبزه.
    ۴- میوه.

      اسبک

      (اَ بَ) (اِ.) پره و دندانه کلید.

        اسبله

        (اِ بُ لِ یا لَ) (اِ.) جزو ماهیان فلس دار حلال گوشت بحر خزر است. ماهی ای است بزرگ و سر برهنه که دهانی فراخ دارد و ریشو می‌باشد و دو ردیف دندان در دهان دارد؛ اسبیله، اسبیلی.

          اسپ

          ( اَ ) (اِ.)
          ۱- اسب، فرس.
          ۲- یکی از مهره‌های شطرنج. ؛~ و فرزین نهادن مات کردن، مغلوب کردن (در شطرنج).
          ۳- جزو دوم بسیاری از نام‌های کهن ایرانی: گشتاسپ، لهراسپ، جاماسپ و غیره.

            اسپ دوم

            (اَ پِ دُ وَّ) (اِ.) یکی از صورت‌های فلکی شمالی.

              اسپاسم

              ( اِ ) [ فر. ] (اِمص.)انقباض ناگهانی یک یا چند عضله که با درد شدیدی همراه است، تنجش، گرفت (فره).

                اسپاگتی

                (اِ گِ) [ ایتا. ] (اِ.) غذایی شبیه ماکارونی مخصوص کشور ایتالیا که خمیر خوراکی آن به شکل رشته‌هایی به قطر باریک ولی عریض تر از ورمیشل و سفت و سخت (نه لوله‌ای مانند ماکارونی) تهیه می‌شود، رشتار (فره).

                  Scroll to Top