اسم

اس

(اُ سّ) [ ع. ] (اِ.) اساس، شالوده.

    ازمه

    (اَ زِ مِّ) [ ع. ازمه ] (اِ.) ج. زمام ؛ مهارها، افسارها.

      ازن

      (اُ زُ) [ فر. ] (اِ.) ترکیبی است از اکسیژن به صورت ۳ o خاصیت اکسیدکنندگی آن بسیار زیادتر از اکسیژن است به طوری که نقره را اکسید می‌کند. به میزان کم در هوا موجود است و به صورت متراکم در لایه بالایی جو زمین وجود دارد. باکتری کش و رنگ زداست.

        ازهار

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ زهر و زهره ؛ شکوفه‌ها، گل‌ها.

          ازهر

          (اَ هَ) [ ع. ]
          ۱- (ص تف.)روشن تر.
          ۲- (ص.) روشن، درخشان.
          ۳- (اِ.) ماه.
          ۴- سفید رنگ.

            ازواج

            ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ زوج ؛ زوج‌ها، جفت‌ها.

              ازیز

              (اَ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) به جوش آمدن.
              ۲- (اِ.) غلغل، صدای جوشیدن دیگ.
              ۳- بانگ رعد.

                Scroll to Top