اسم

اسار

(اَ یا اِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) اسیر کردن.
۲- چیزی را به بند کشیدن.
۳- (اِمص.) اسیری، بردگی.
۴- (اِ.) بند، دوال.

    ازهار

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ زهر و زهره ؛ شکوفه‌ها، گل‌ها.

      ازهر

      (اَ هَ) [ ع. ]
      ۱- (ص تف.)روشن تر.
      ۲- (ص.) روشن، درخشان.
      ۳- (اِ.) ماه.
      ۴- سفید رنگ.

        ازواج

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ زوج ؛ زوج‌ها، جفت‌ها.

          ازیز

          (اَ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) به جوش آمدن.
          ۲- (اِ.) غلغل، صدای جوشیدن دیگ.
          ۳- بانگ رعد.

            اژدر

            (اَ دَ) (اِ.)
            ۱- ابزاری جنگی که با آن کشتی را غرق کنند.
            ۲- اژدها.

              اژدها

              (اَ دَ) [ اَوِس. ] (اِمر.)=اژدرها. اژدر: ماری است افسانه‌ای با جثه‌ای بزرگ که بال‌ها و چنگ‌های قوی دارد و از دهانش آتش بیرون می‌جهد.

                Scroll to Top