اسم

ازمان

( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ زمن و زمان ؛ زمان‌ها، روزگارها.

    ازمه

    (اَ زِ مِّ) [ ع. ازمه ] (اِ.) ج. زمام ؛ مهارها، افسارها.

      ازن

      (اُ زُ) [ فر. ] (اِ.) ترکیبی است از اکسیژن به صورت ۳ o خاصیت اکسیدکنندگی آن بسیار زیادتر از اکسیژن است به طوری که نقره را اکسید می‌کند. به میزان کم در هوا موجود است و به صورت متراکم در لایه بالایی جو زمین وجود دارد. باکتری کش و رنگ زداست.

        ازهار

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ زهر و زهره ؛ شکوفه‌ها، گل‌ها.

          ازدو

          (اُ) (اِ.) صمغ (مطلق). صمغ درخت ارجنگ، صغم بادام کوهی که از آن حلوا پزند.

            ازغ

            ( اَ ) [ په. ] (اِ.)
            ۱- شاخه‌هایی از درخت که برای پیرایش درخت می‌برند.
            ۲- چرک تن. اژغ نیز گویند.

              ازگ

              ( اَ ) [ په. ] (اِ.) ترکه، شاخ خرد.

                ازگیل

                ( اَ ) (اِ.)
                ۱- درختچه‌ای است خاردار با چوبی سخت و محکم و شکوفه‌های سفید.
                ۲- میوه درخت ازگیل که قهوه‌ای رنگ و ترش مزه‌است.

                  Scroll to Top