اسم

ارشک

(اَ رَ) [ په. ] (اِ.)
۱- رشک، غیرت.
۲- حسد، حسادت.

    ارصد

    (اَ صَ) [ ع. ] (اِ.) آواز پانزدهم از هفده آواز اصول.

      ارضه

      (اَ ض ِ یا ضَ) [ ع. ارضه ] (اِ.)
      ۱- موریانه، چوب خواره، دیوچه، دیوک.
      ۲- زنگ آهن.

        ارسلان

        (اَ سَ) [ تر. ] (اِ.)۱ – شیر، اسد.
        ۲- شجاع، دلیر.

          ارسنال

          (اَ س ِ) [ فر. ] (اِ.) کارخانه اسلحه و تجهیزات جنگی، اسلحه سازی.

            ارسنیک

            (اَ س ِ) [ فر. ] (اِ.) یکی از اجسام مفرد، به رنگ فولاد و با جلای فلزی، شماره اتمی ۳۳، وزن مخصوص ۷/۵. خود آن سمی نیست ولی اکسید آن انیدرید ارسینو – که گاهی آن را ارسنیک سفید گویند – بسیار سمی است، زرنیخ سفید.

              ارسی

              (اُ رُ) (اِمر.)
              ۱- قسمی کفش پاشنه دار.
              ۲- نوعی در یا پنجره مشبک که رو به حیاط باز می‌شود.

                Scroll to Top