ارزاق
(اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ رزق ؛ روزیها، خواروبار.
(اَ زَ) [ په. ] (اِ.) گیاهی از تیره گندمیان دارای ساقههای کوتاه و دانههای ریز، دانههای آن را بیشتر به طیور میدهند. غالباً بعد از برداشت حاصل جو و گندم کاشته میشود.
( اَ ) (اِ.) فلزی است نرم و نقرهای رنگ و قابل تورق، از آن برای سفید کردن ظروف مسی استفاده میکنند.
(اَ ژَ) (اِ.) درختچهای از دسته بادامیها از تیره گل سرخیان که دارای گونههای مختلف است. گونهای از آن در فارس خصوصاً در دشت ارژن و کوههای بختیاری روییده میشود، بخورک.
(اَ ژَ) (اِ.) نام کتاب مانی که دارای انواع نقش و نگار بوده و به موجب آن مانی ادعای پیغمبری داشت.
(اُ) (اِ.) نام چند گونه سرو کوهی جزو تیره ناژویان که در اغلب نقاط استپی و خاتمه جنگلهای مرطوب پراکندهاند، ارسا، ارجه.
( اَ ) [ په. ] (اِ.)
۱- بها، قیمت، ارزش.
۲- پول خارجی، پول بیگانه. ؛ ~ تهاتری ارزی که در قراردادهای پایاپا مبنای محاسبه قرار میگیرد. ؛ ~ یوزانس ارزی که پس از دریافت کالا حواله میشود. ؛ ~ دولتی ارزی که دولت از طریق بانکهای مجاز و به نرخ دولتی میفروشد. ؛ ~ دانشجویی ارزی که دولت به دانشجویان خارج از کشور برای ادامه تحصیل میدهد. ؛ ~ شناور ارزی که بهای آن ثابت نیست و براساس عرضه و تقاضا تعیین میشود. ؛ ~ رقابتی ارزی که از سوی دولت در رقابت با بازار آزاد عرضه میشود. ؛ ~ صادراتی ارزی که از طریق فروش کالای صادراتی تأمین میشود.