اسم

ارد

(اُ رْ) [ انگ. ] (اِ.) فرمان، دستور ؛ ~ کسی را خواندن به حرف کسی اهمیت دادن، فرمان کسی را انجام دادن.

    ارداف

    (اَ) [ ع. ] (اِ.) وزیران و نزدیکان پادشاه، بزرگان دربار.

      اردک

      (اُ دَ) [ تر. ] (اِ.) مرغابی، یکی از طیور که در آب شنا می‌کند و در هوا نیز پرواز می‌کند. منقار پهن، پاهای پرده دار و پرهای رنگین دارد.

        ارتودنسی

        (اُ تُ دِ) [ فر. ]
        ۱- (اِمص.) اصلاح بی نظمی‌های دندان.
        ۲- (اِ.) شاخه‌ای از دندانپزشکی که به پیشگیری و اصلاح بی نظمی‌های دندان می‌پردازد.

          ارث

          ( اِ ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) سهم بردن از اموال شخص مرده.
          ۲- (اِ.) آنچه از مال مرده که به بازماندگانش رسد، مرده ریگ، مُردَر، ارثیه. ؛~ بابای کسی کنایه از: مال و ثروت شخصی کسی.

            ارثماطیقی

            (اَ رِ) [ معر – یو. ] (اِ.) دانش اعداد، فن محاسبه. علم حساب نظری.

              ارج

              ( اَ ) (اِ.) ارز، ارزش، رتبه، مقام.

                ارجاء

                ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ رجاء؛ کنارها، گوشه‌ها.

                  Scroll to Top