ارخلق
(اَ خَ لُ) [ تر. ] (اِ.) نک ارخالق.
(اُ رْ) [ انگ. ] (اِ.) فرمان، دستور ؛ ~ کسی را خواندن به حرف کسی اهمیت دادن، فرمان کسی را انجام دادن.
(اُ دَ) [ تر. ] (اِ.) مرغابی، یکی از طیور که در آب شنا میکند و در هوا نیز پرواز میکند. منقار پهن، پاهای پرده دار و پرهای رنگین دارد.
(اُ تُ دِ) [ فر. ]
۱- (اِمص.) اصلاح بی نظمیهای دندان.
۲- (اِ.) شاخهای از دندانپزشکی که به پیشگیری و اصلاح بی نظمیهای دندان میپردازد.
( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) سهم بردن از اموال شخص مرده.
۲- (اِ.) آنچه از مال مرده که به بازماندگانش رسد، مرده ریگ، مُردَر، ارثیه. ؛~ بابای کسی کنایه از: مال و ثروت شخصی کسی.