اسم

ارث

( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) سهم بردن از اموال شخص مرده.
۲- (اِ.) آنچه از مال مرده که به بازماندگانش رسد، مرده ریگ، مُردَر، ارثیه. ؛~ بابای کسی کنایه از: مال و ثروت شخصی کسی.

    ارثماطیقی

    (اَ رِ) [ معر – یو. ] (اِ.) دانش اعداد، فن محاسبه. علم حساب نظری.

      ارج

      ( اَ ) (اِ.) ارز، ارزش، رتبه، مقام.

        ارجاء

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ رجاء؛ کنارها، گوشه‌ها.

          ارجاع

          ( اِ ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) بازگردانیدن، رجوع کردن امری.
          ۲- (اِ.) احاله، حواله. ج. ارجاعات.

            ارجنه

            (اَ جَ نِ)(اِ.)نوا و لحنی است در موسیقی قدیم.

              ارجوزه

              (اُ زَ) [ ع. ارجوزه ] (اِ.) قصیده در بحر رجز، شعر کوتاه. ج. اراجیز.

                ارحام

                ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- جِ رَحِم ؛ زهدان‌ها.
                ۲- خویشان، اعضاء خانواده.

                  ارخالق

                  (اَ لِ یا لُ) [ تر. ] (اِ.) نیم تنه‌ای که مردان و زنان می‌پوشیدند و لای رویه و آستر آن پنبه قرار می‌دادند.

                    ارخش

                    (اُ یا اَ رَ) (اِ.) خورشید، آفتاب.

                      Scroll to Top