اسم

ارایک

(اَ یِ) [ ع. ] (اِ.) جِ اَریکه ؛ تخت‌ها.

    ارب

    (اَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- حاجت.
    ۲- مقصود. ج. آراب.

      ارباب

      ( اَ ) [ ع. ] ( اِ.) جِ رب.
      ۱- پرورش دهندگان، مربیان.
      ۲- مالک، دارا، صاحبِ مِلúک.
      ۳- خداوندگار.
      ۴- آقا.

        ارباب رجوع

        (~. رُ) [ ع. ] (اِ.) مراجعه کنندگان، متقاضیان، رجوع کنندگان.

          اربطه

          (اَ بِ طِ) [ ع. اربطه ] (اِ.) جِ رباط ؛ کاروانسراها.

            اربعه

            (اَ بَ عَ) [ ع. اربعه ] (اِ.)
            ۱- اربع، چهار.
            ۲- چهار مرد.
            ۳- چهارگانه.

              اربعین

              (اَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- چهل، چهلم.
              ۲- چله، چهل روزی که صوفیان در گوشه‌ای نشسته به ریاضت و عبادت پردازند.
              ۳- چهلمین روز درگذشت شخص.
              ۴- چهل روز بعد از روز عاشورا، بیستم ماه صفر.

                ارادت

                (اِ دَ) [ ع. ]
                ۱- (مص م.) خواستن.
                ۲- (اِ.) خواست، میل، قصد.
                ۳- در فارسی علاقه مندی، سرسپردگی مرید به مرشد.
                ۵- دوستی از روی اخلاص و بی ریایی.

                  Scroll to Top