اسم

اراک

(اَ) (اِ.)
۱- درختچه‌ای است از تیره اراکی‌ها که فقط شامل یک گونه‌است. برگ‌هایش متقابل و کمی گوشتالو است، گل‌هایش سفیدرنگ و کوچک و به شکل خوشه که در انتهای شاخه‌ها قرار می‌گیرند، می‌باشد. میوه اش هسته و زردرنگ است و آن را کباث نامند و در صورتی که نارس باشد سبزرنگ است که خمط یا جهاض نامیده می‌شود و خواص دارویی دارد.
۲- مرکز استان مرکزی.

    ارانگوتان

    (اُ نْ گُ) [ فر. ] (اِ.) اوران اوتان (آدم جنگلی) جانوری است از نوع آدم نمایان دارای قد نزدیک به انسان، بدنش پر مو با سینه پهن و دست‌های دراز تا زانو و بازوان ستبر، دُم ندارد و مانند انسان روی دو پا حرکت می‌کند و در جوانی بسیار باهوش است و زود اهلی می‌شود.

      اذی

      (اَ ذا) [ ع. ]
      ۱- (اِ.) آزار، رنج.
      ۲- خس و خاشاک.
      ۳- (اِمص.) رنجش.
      ۴- رنجه کردن، رنجیدن.
      ۵- پلیدی.

        اذیال

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ ذیل ؛
        ۱- دامن‌ها.
        ۲- آخر چیزها.
        ۳- دُم‌ها.

          ارابه

          (اَ رّ بِ) (اِ.) گاری با دو چرخ که از چوب می‌ساختند و برای حمل بار از آن استفاده می‌کردند.

            اراجیف

            ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ ارجاف ؛ سخنان یاوه و دروغ.

              ارادت

              (اِ دَ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) خواستن.
              ۲- (اِ.) خواست، میل، قصد.
              ۳- در فارسی علاقه مندی، سرسپردگی مرید به مرشد.
              ۵- دوستی از روی اخلاص و بی ریایی.

                اراده

                (اِ دِ) [ ع. اراده ]
                ۱- (مص م.) خواستن.
                ۲- (اِ.) خواست، میل، آهنگ.

                  Scroll to Top