اسم

ارابه

(اَ رّ بِ) (اِ.) گاری با دو چرخ که از چوب می‌ساختند و برای حمل بار از آن استفاده می‌کردند.

    اراجیف

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ ارجاف ؛ سخنان یاوه و دروغ.

      ارادت

      (اِ دَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) خواستن.
      ۲- (اِ.) خواست، میل، قصد.
      ۳- در فارسی علاقه مندی، سرسپردگی مرید به مرشد.
      ۵- دوستی از روی اخلاص و بی ریایی.

        اراده

        (اِ دِ) [ ع. اراده ]
        ۱- (مص م.) خواستن.
        ۲- (اِ.) خواست، میل، آهنگ.

          اراضی

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اَرض.
          ۱- زمین‌ها.
          ۲- زمین‌های دایر و مزروع. ؛ ~ موات زمین -‌هایی که دایر نباشد و مالکی نداشته باشد. ؛~ ِ عُشر زمین‌هایی که موقع گرفتن مالیات مساحت آن منظور نمی‌شود. ؛ ~ بایر زمین‌هایی که در آن‌ها کشت و زرع و آبادی نباشد. مق. دایر.

            اراک

            (اَ) (اِ.)
            ۱- درختچه‌ای است از تیره اراکی‌ها که فقط شامل یک گونه‌است. برگ‌هایش متقابل و کمی گوشتالو است، گل‌هایش سفیدرنگ و کوچک و به شکل خوشه که در انتهای شاخه‌ها قرار می‌گیرند، می‌باشد. میوه اش هسته و زردرنگ است و آن را کباث نامند و در صورتی که نارس باشد سبزرنگ است که خمط یا جهاض نامیده می‌شود و خواص دارویی دارد.
            ۲- مرکز استان مرکزی.

              ارانگوتان

              (اُ نْ گُ) [ فر. ] (اِ.) اوران اوتان (آدم جنگلی) جانوری است از نوع آدم نمایان دارای قد نزدیک به انسان، بدنش پر مو با سینه پهن و دست‌های دراز تا زانو و بازوان ستبر، دُم ندارد و مانند انسان روی دو پا حرکت می‌کند و در جوانی بسیار باهوش است و زود اهلی می‌شود.

                اذی

                (اَ ذا) [ ع. ]
                ۱- (اِ.) آزار، رنج.
                ۲- خس و خاشاک.
                ۳- (اِمص.) رنجش.
                ۴- رنجه کردن، رنجیدن.
                ۵- پلیدی.

                  Scroll to Top