اسم

ادبیات

(اَ دَ یّ) [ ع. ] (اِ.) آثار ادبی، علوم ادبی. ؛ ~ تطبیقی مطالعه ادبیات به شیوه فرامرزی. ؛ ~ کلاسیک مجموعه آثار با ارزش باقی مانده از سخنوران و نویسندگان کهن هر ملتی. ؛ ~ ِ شفاهی مجموعه آثار فرهنگی رایج در بین مردم اعم از چیستان‌ها، متل‌ها، افسانه‌ها و همانند آن.

    اخوین

    (اَ خَ وَ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه اَخ، دو برادر.

      اخیه

      (اَ یَّ) [ ع. ] (اِ.) آخیه، میخ آخور، ریسمان یا قلاب‌هایی که در طویله کنار آخور نصب می‌کنند و چهارپایان را به آن‌ها می‌بندند. ج. اواخی یا اخایا.

        ادا

        اصول (~. اُ) (اِمر.) ناز و کرشمه، نمودن کراهت و جز آن.

          ادات

          ( اَ) [ ع. ] (اِ.) افزار، ابزار، آلت، وسیله.

            اداره

            (اِ رِ) [ ع. اداره ]
            ۱- (مص م.) نظام دادن، گرداندن کار.
            ۲- (اِ.) بخشی از هر وزارتخانه که مسئولیت انجام دادن بخشی از کارهای دولتی را به عهده دارد.

              Scroll to Top