اسم

ادعانامه

(~. م ِ) [ ع – فا. ] (اِمر.)
۱- هر نوشته‌ای که دعوی و ادعایی را علیه کسی یا کسانی دربرداشته باشد.
۲- نوشته‌ای رسمی که به وسیله آن دادستان و یا مقام دیگری از دادگاه صالحه برای متهم به ارتکاب جرمی تقاضای رسیدگی و مجازات می‌کند، کیفرخواست.

    ادکلن

    (اُ دُ کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) مایع خوشبو کننده‌ای مرکب از آب، الکل و عطرهای مختلف مأخوذ از شهر کلن آلمان که مرکز ساخت آب‌های معطر است.

      اخوین

      (اَ خَ وَ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه اَخ، دو برادر.

        اخیه

        (اَ یَّ) [ ع. ] (اِ.) آخیه، میخ آخور، ریسمان یا قلاب‌هایی که در طویله کنار آخور نصب می‌کنند و چهارپایان را به آن‌ها می‌بندند. ج. اواخی یا اخایا.

          ادا

          اصول (~. اُ) (اِمر.) ناز و کرشمه، نمودن کراهت و جز آن.

            ادات

            ( اَ) [ ع. ] (اِ.) افزار، ابزار، آلت، وسیله.

              اداره

              (اِ رِ) [ ع. اداره ]
              ۱- (مص م.) نظام دادن، گرداندن کار.
              ۲- (اِ.) بخشی از هر وزارتخانه که مسئولیت انجام دادن بخشی از کارهای دولتی را به عهده دارد.

                Scroll to Top