اسم

اخرا

( اُ) [ یو. ] (اِ.) یک نوع خاک رس به رنگ‌های مختلف زرد، نارنجی، قرمز، قهوه‌ای که آن را در نقاشی و رنگ کاری به کار می‌برند.

    اختلال

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) درهم و بر هم شدن کار، خلل پذیرفتن.
    ۲- (اِمص.) بی سروسامانی.

      اختناق

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) خفه شدن.
      ۲- (مص م.) خفه کردن.
      ۳- (اِمص.) خفگی.

        اخته بیگ

        (~. بِ) [ تر. ] (اِمر.) کسی که اخته کردن حیوانات به دستور او است، اخته چی، میرآخور، رییس طویله و اصطبل.

          اختیال

          ( اِ ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) تکبر کردن.
          ۲- خیال کردن.
          ۳- (اِمص.) گردنکشی، تبختر.

            اخچه

            (اَ چِ) [ تر. ] (اِ.) = اقچه. آقچه:
            ۱- ریزه زر.
            ۲- سکه زر و مهر درم از زر و نقره.
            ۳- مطلق زر و سیم.
            ۴- روپیه.

              اخترماران سالار

              (~.) (اِمر.) از طبقاتی که در دربار ساسانیان نفوذ داشته ستاره شناسان (اخترماران) بودند که رییس آنان «اخترماران سالار» لقب داشت و در ردیف «دبیران» و غیب گویان قرار می‌گرفت.

                پیمایش به بالا