اسم

اجق

وجق (اَ جَ وَ جَ) (ص.)
۱- غیر متعارف، عجیب و غریب.
۲- لباس رنگارنگ با رنگ‌های تند و زننده. (?(اجل (اَ جَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- مهلت، نهایت مدت چیزی.
۲- مرگ، زمان مرگ.

    اجراء

    ( اِ ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) انجام دادن کار.
    ۲- به اجراء گذاشتن حکم صادر شده.
    ۳- مستمری و حقوق مقرر کردن برای کسی.
    ۴- (اِ.) وظیفه، مستمری.

      اجرام

      ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- جِ جِرم ؛ تن‌ها، اجسام.
      ۲- ستارگان.
      ۳- جِ جُرم ؛ گناهان.

        اجتباء

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.)برگزیدن، انتخاب کردن.
        ۲- فراهم آوردن.
        ۳- (اِمص.)برگزیدگی.

          اجتراء

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) دلیر شدن، جرئت پیدا کردن.
          ۲- (اِمص.) دلیری.

            اجتهاد

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) سعی کردن، کوشیدن،
            ۲- (اِمص.) سعی، کوشش.
            ۳- استنباط مسایل شرعی از قرآن و حدیث.

              اثیر

              ( اَ) [ معر. ] (اِ.) به باور قدما کره آتش که بالای کره هواست، سیالی رقیق و بی وزن است.

                اجاره

                (اِ رِ) [ ع. اجاره ]
                ۱- (مص م.) پناه دادن، به فریاد رسیدن.
                ۲- به مزد گرفتن.
                ۳- (اِ.) کرایه.

                  پیمایش به بالا