اسم

اجغار

( اَ ) (اِ.) روز شانزدهم ماه چهارم مغان خوارزم. در شب این روز مانند سده آتش می‌افروختند و بر گرد آن باده می‌نوشیدند.

    اجفان

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ جفن.
    ۱- پلک چشم.
    ۲- غلاف شمشیر.

      اجق

      وجق (اَ جَ وَ جَ) (ص.)
      ۱- غیر متعارف، عجیب و غریب.
      ۲- لباس رنگارنگ با رنگ‌های تند و زننده. (?(اجل (اَ جَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- مهلت، نهایت مدت چیزی.
      ۲- مرگ، زمان مرگ.

        اجتراء

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) دلیر شدن، جرئت پیدا کردن.
        ۲- (اِمص.) دلیری.

          اجتهاد

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) سعی کردن، کوشیدن،
          ۲- (اِمص.) سعی، کوشش.
          ۳- استنباط مسایل شرعی از قرآن و حدیث.

            اجتباء

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.)برگزیدن، انتخاب کردن.
            ۲- فراهم آوردن.
            ۳- (اِمص.)برگزیدگی.

              اثیر

              ( اَ) [ معر. ] (اِ.) به باور قدما کره آتش که بالای کره هواست، سیالی رقیق و بی وزن است.

                اجاره

                (اِ رِ) [ ع. اجاره ]
                ۱- (مص م.) پناه دادن، به فریاد رسیدن.
                ۲- به مزد گرفتن.
                ۳- (اِ.) کرایه.

                  Scroll to Top