اجری
(اِ ی ‘) (اِ.) [ ع. ] نک اجراء.
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) سعی کردن، کوشیدن،
۲- (اِمص.) سعی، کوشش.
۳- استنباط مسایل شرعی از قرآن و حدیث.
(~. بَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) پول و بهایی که در برابر اجاره کردن جایی به صاحب آن میپردازند، مال الاجاره.
(~. نِ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن که در محل اجارهای زندگی میکند، مستأجر. اجازه (اِ زِ) [ ع. اجازه ]
۱- (مص م.) رخصت دادن، رخصت.
۲- (اِ.) گواهی صلاحیت دادن فتوی به کسی از طرف یک عالِم.