اسم

اجزاء

( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ جزء و جزو؛ پاره‌ها، بهره‌ها.

    اجساد

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ جسد؛ بدن‌ها، تن‌ها، جسم‌ها.

      اجتباء

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.)برگزیدن، انتخاب کردن.
      ۲- فراهم آوردن.
      ۳- (اِمص.)برگزیدگی.

        اجتراء

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) دلیر شدن، جرئت پیدا کردن.
        ۲- (اِمص.) دلیری.

          اجتهاد

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) سعی کردن، کوشیدن،
          ۲- (اِمص.) سعی، کوشش.
          ۳- استنباط مسایل شرعی از قرآن و حدیث.

            اجاره بها

            (~. بَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) پول و بهایی که در برابر اجاره کردن جایی به صاحب آن می‌پردازند، مال الاجاره.

              اجاره نامچه

              (~. چِ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.) سندی که برای انجام اجاره تنظیم و منعقد می‌شود، اجاره نامه.

                اجاره نشین

                (~. نِ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن که در محل اجاره‌ای زندگی می‌کند، مستأجر. اجازه (اِ زِ) [ ع. اجازه ]
                ۱- (مص م.) رخصت دادن، رخصت.
                ۲- (اِ.) گواهی صلاحیت دادن فتوی به کسی از طرف یک عالِم.

                  Scroll to Top