اسم

موذی

[ ع. ] (اِفا.)
۱- اذیت کننده، آزار رساننده.
۲- در فارسی، بداندیش، حیله گر.

    مور

    [ په. ] (اِ.)
    ۱- مورچه.
    ۲- کنایه از: شخصی ح قیر و کوچک.

      مور مور

      (اِمر.) حالتی که قبل از تب و لرز عارض شود و آن چنان است که گویی جاروی تر بر پشت شخص کشند وی احساس سرما کند.

        موبایل

        (مُ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاه تلفن قابل حمل بدون سیمی که با استفاده از امواج رادیویی، ارتباط تلفنی بین دو نقطه را برقرار سازد، تلفن همراه.

          موبد

          (بَ یا بِ) [ په. ] (اِ.) روحانی دین زرتشتی. ج. موبدان.

            موبق

            (مَ بِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- جای هلاکت.
            ۲- وعده گاه، میعاد.
            ۳- زندان.

              Scroll to Top