اسم

ابنه

(اُ نِ) [ ع. ابنه ]
۱- (اِ.) عقده، گره، گره در رسن، چوب.
۲- قوزک ساق.
۳- عیب، کینه.
۴- نام بیماری خارشِ مقعد.

    ابنه زده

    (~ زَ دِ) (اِمف. ص مر.)
    ۱- مأبون.
    ۲- رسوا، بدنام.
    ۳- کسی که از وی نفرت دارند.

      ابنیه

      (اَ یِ) [ ع. ] (اِ.) جِ بناء.
      ۱- ساختمان‌ها.
      ۲- پایه‌ها، اصول. ؛ ~ تاریخی ساختمان‌های قدیمی و تاریخی.

        ابهام

        ( اِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) پوشیده گذاشتن، پوشیده سخن گفتن.
        ۲- (اِ مص.) پوشیدگی، تاریکی.
        ۳- (اِ.) انگشت بزرگ، شست.

          ابهت

          (اُ بُ هَّ) [ ع. ] (اِمص.)
          ۱- بزرگی، بزرگواری، عظمت.
          ۲- تکبر، نخوت.

            ابهر

            (اَ هَ) [ ع. ] (اِ.) رگی است در پشت، رگ پشت که به دل پیوسته‌است، رگ جان، آورتی، ام الشرایین.

              Scroll to Top