اسم

ابر و باد

(اَ رُ) (اِمر.)
۱- نوعی کاغذ که به شکل خاصی رنگ آمیزی می‌شود و برای زمینه خوشنویسی در خط مورد استفاده قرار می‌گیرد.
۲- نوعی موزاییک خاص دوره قاجار که به رنگ سفید و آبی ساخته می‌شد.

    ابراج

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جِ برج ؛ برج‌ها، دوازده برج منطقه البروج.
    ۲- کوشک و قلعه.

      ابرار

      ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ بر؛ نیکان، نیکوکاران.

        ابد

        (اَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- زمانی که آن را نهایت نباشد، همیشه جاوید. مق ازل.
        ۲- قدیم، ازلی. ؛حیات ~ زندگی جاوید.

          ابدان

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ بدن ؛ بدن‌ها، تن‌ها.

            ابتهاج

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) شاد شدن، شادمان گردیدن.
            ۲- (اِمص.) شادی، خوشی.
            ۳- راه راست خواستن.
            ۴- گشاد کردن راه.

              ابتهال

              (اِ تِ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) دعا کردن، زاری کردن.
              ۲- (اِمص.) زاری، به زاری دعا کردن.

                پیمایش به بالا