اسم

هیجا

(هَ) [ ع. هیجاء ] (اِ.) نبرد، کارزار.

    هون

    (~.) (اِ.) زمین کلوخ وار شیار کرده.

      هیجان

      (هَ یَ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- آشفته شدن.
      ۲- برانگیخته شدن، اضطراب.
      ۳- (اِ.) خشم، غضب.

        هوو

        (هَ) (اِ.) وسنی، دو زن که یک شوهر داشته باشند.

          هوی

          (هَ وا) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- میل، خواهش.
          ۲- عشق. ج. اهواء.

            هورمون

            (هُ مُ) [ فر. ] (اِ.) قسمتی از ترشحات داخلی که به وسیله غدد مترشحه داخلی ترشح می‌شود و اثر تحریکی و حیاتی روی سایر اعضای بدن دارد.

              هوز

              (اِ.) آواز تند و تیز مانند صدایی که از طاس برنجی و امثال آن برخیزد، آواز (بانگ).

                هوز

                (هَ وَّ) [ ع. ] (اِ.) دومین کلمه ساخته شده از حروف ابجد مرکب از: ه – و – ز.

                  Scroll to Top