اسم

هیپودرم

(پُ دِ) [ فر. ] (اِ.) لایه‌ای در زیر پوست از بافت پیوندی سست که در بردارنده شمار متفاوتی از یاخته‌های چربی است، زیرپوست. (فره).

    هیپوفیز

    (پُ) [ فر. ] (اِ.) غده‌ای است فرد به اندازه یک فندق که در خط وسط در داخل زین ترکی استخوان خفاشی کاملاً پنهان است، وزن متوسط این غده در مرد ۵/۰ الی ۶/۰ گرم و در زن قدری سنگین تر است یعنی مابین ۶/۰ تا ۷/۰ گرم است. این غده با ترشح هورمون‌های گوناگون فعالیت سایر غدد درون ریز را تنظیم می‌کند.

      هیپی

      [ انگ. ] (اِ.) هر یک از کسانی که در مخالفت با عادت و رسوم موجود در جامعه خود (خاصه در غرب) به بلند کردن مو و پوشیدن لباس‌های غیرعادی، مصرف مواد مخدر به همراه دیگر هم فکران خود روی می‌آورند.

        هیتر

        (تِ) [ انگ. ] (اِ.) وسیله‌ای برای گرم کردن هوای مکان‌هایی مانند اتاق و کارخانه، اجاق برقی، بخاری برقی. (فره).

          هون

          (هَ) [ ع. ] (اِ.) خواری، رسوایی.

            هیجا

            (هَ) [ ع. هیجاء ] (اِ.) نبرد، کارزار.

              هون

              (~.) (اِ.) زمین کلوخ وار شیار کرده.

                هیجان

                (هَ یَ) [ ع. ] (مص ل.)
                ۱- آشفته شدن.
                ۲- برانگیخته شدن، اضطراب.
                ۳- (اِ.) خشم، غضب.

                  هوو

                  (هَ) (اِ.) وسنی، دو زن که یک شوهر داشته باشند.

                    هوی

                    (هَ وا) [ ع. ] (اِ.)
                    ۱- میل، خواهش.
                    ۲- عشق. ج. اهواء.

                      Scroll to Top