اسم

مهتابی

(مَ) (اِمر.)
۱- ایوان جلوی عمارت.
۲- نوعی لامپ که نورش به رنگ مهتاب است.

    مهتر

    (مِ تَ) (ص تف.)
    ۱- بزرگ، رییس، سرور.
    ۲- (اِ.) خدمتکار ستور. ج. مهتران.

      مهتم

      (مُ تَ مّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- غم خوار، اندوه مند.
      ۲- توجه کننده به کاری.

        مهجه

        (مُ جَ یا جِ) [ ع. مهجه ] (اِ.) روح، روان.

          مهد

          (مَ) [ ع. ] (اِ.) گهواره، بستر.

            مهدم

            (مَ دُ) (اِ.)
            ۱- پرنده‌ای است صاحب مخلب و دم او ابلق می‌باشد و او را پر تیر سازند.
            ۲- کبوتری که تمام پرش سیاه و دمش سفید باشد.

              Scroll to Top