اسم

مهتاب

(مَ) (اِ.) پرتو ماه، روشنی ماه، تابش نور ماه.

    مهاجمه

    (مُ جَ مَ یا جِ مِ) [ ع. مهاجمه ]
    ۱- (مص ل.) هجوم کردن، حمله کردن.
    ۲- (اِمص.) هجوم، ج. مهاجمات.

      مهاد

      (مِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- بستر.
      ۲- گهواره.
      ۳- زمین پست.

        مهار

        (~.) (اِ.) ماهار.
        ۱- قسمتی که در هواپیما بال‌ها را به هم وصل می‌کند.
        ۲- چین جلدی موجود در سطح تحتانی آلت مرد در خط وسط و در مجاورت شیار حشفه‌ای قلفه‌ای که در حقیقت دیواره‌ای است که شیار حشفه‌ای قلفه‌ای را به دو قسمت چپ و راست تقسیم می‌کند.
        ۳- نام هر یک از دو چین مخاطی واقع در خط وسط قسمت دهلیزی دهان و عضلات لب‌ها (بین قوس‌های فکی و عضلات لب‌ها)، مهار لبی.

          مهار

          (مَ) [ ع. ] (اِ.) افسار، چوبی که در بینی شتر کنند و ریسمان بر آن بندند.

            مهازله

            (مُ زَ یا زِ لَ) [ ع. مهازله ]
            ۱- (مص ل.) بازی کردن، بیهودگی کردن.
            ۲- هزل گفتن، شوخی کردن.
            ۳- (اِمص.) بازی، بیهودگی.
            ۴- هزل گویی.

              مهام

              (مَ مّ) [ ع. ] (اِ.) جِ مهم ؛ کارهای بزرگ و سخت.

                مهامه

                (مَ مِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مهمه، مهمهه ؛ بیابان‌های خشک، دشت‌های ویران و خالی.

                  Scroll to Top