اسم

منهل

(مَ هَ) [ ع. ] (اِ.) جای نوشیدن آب، آبخور، آبشخور؛ ج. مناهل.

    منوال

    (مِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- روش، طریقه.
    ۲- دستگاه بافندگی جولاه. ج. مناویل.

      منوب

      (مَ) [ ع. ] (اِمف.) کسی که در کاری نایب و جانشین دیگری شده.

        مننژیت

        (مِ نَ) [ فر. ] (اِ.) بیماری پرده‌های مننژیت (پرده‌هایی که از خارج روی مغز تیره مهره داران را می‌پوشاند) که ضمن آن فضای زیر عنکبوتیه ملتهب می‌شود.

          Scroll to Top