اسم

منخل

(مُ خَ یا خُ) [ ع. ] (اِ.) غربال، پرویزن.

    مندفع

    (مُ دَ فِ) [ ع. ] (اِفا.) دفع شونده، بیرون ریزنده، دور شونده.

      مندل

      (مَ دَ) (اِ.) مندله، دایره‌ای که جادوگران و دعاخوانان به دور خود می‌کشند و در میان آن نشسته دعا یا افسون می‌خوانند.

        Scroll to Top