اسم

منحنی

(مُ حَ) [ ع. ] (اِفا.) کج، خمیده. ؛خط ~ خطی است که نه راست باشد نه شکسته.

    منتهز

    (مُ تَ هِ) [ ع. ] (اِفا.) فرصت طلب، کسی که پی فرصت می‌گردد و آن را غنیمت می‌شمارد.

      منجم

      (مُ نَ جِّ) [ ع. ] (اِفا.) ستاره شناس، کسی که به دانش اخترشناسی می‌پردازد.

        منتهک

        (مُ تَ هِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- زشت کننده.
        ۲- آلوده کننده ناموس کسی.
        ۳- مانده و فرسوده و لاغر کننده.

          منثلم

          (مُ ثَ لِ) [ ع. ] (اِفا.) رخنه دار و شکسته (شمشیر، آوند، دیوار و جز آن‌ها).

            Scroll to Top