اسم

مناص

(مَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) گریختن.
۲- (اِ.) گریزگاه، پناهگاه.

    مناصب

    (مَ ص) [ ع. ] (اِ.) جِ منصب ؛ رتبه‌ها، درجه‌ها.

      مناط

      (مَ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) درآویختن.
      ۲- (اِمص.) آویختگی، تعلیق.
      ۳- (اِ.) جای آویختن.
      ۴- ملاک، سند.
      ۵- مقصد، مطلب.

        مناطحه

        (مُ طَ حَ یا طِ حِ) [ ع. مناطحه ]
        ۱- (مص م.) شاخ زدن به یکدیگر.
        ۲- دفع کردن.
        ۳- (اِمص.) شاخ زنی.
        ۴- دفع، مدافعه.

          مناخ

          (مُ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- محل اقامت.
          ۲- محل زانو زدن شتر.

            من تشا

            (مَ تَ) (اِ.) چوب ستبر و گره دار که قلندران به دست می‌گرفتند.

              Scroll to Top