اسم

مقله

(مُ لِ) [ ع. مقله ] (اِ.) سیاهی چشم. ج. مقل.

    مقری

    (مُ) [ ع. مقری ء ] (اِفا.) خواننده، کسی که تعلیم قرائت قرآن بدهد.

      مقطع

      (مَ طَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- محل قطع و برش.
      ۲- آخرین بیت غزل یا قصیده. ج. مقاطع.

        مقطع

        (مُ قَ طَّ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- بریده شده.
        ۲- چیزی که آن را با بریدن زواید و پیراستن بیآرایند.

          مقسم

          (مَ س) [ ع. ] (اِ.) قسمت، جای قسمت. ج. مقاسم.

            Scroll to Top