اسم

مغفر

(مِ فَ) [ ع. ] (اِ.) خود، کلاه آهنین. ج. مغافر.

    مغرم

    (مَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- تاوان، غرامت.
    ۲- وام، دین ؛ ج. مغارم.

      مغز

      (مَ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- ماده نرم و خاکستری رنگی که در کاسه سر یا میان استخوان است.
      ۲- عقل، فکر.
      ۳- شخص دانا و آگاه و نخبه.
      ۴- بخش درونی هر چیزی.
      ۵- وسط، میان.
      ۶- درون میوه‌هایی مانند: گردو، پسته، بادام.

        مغذی

        (مُ غَ ذّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- چیزی که دارای مواد غذایی باشد.
        ۲- غذا دهنده.
        ۳- دارای ارزش غذایی.

          Scroll to Top