(مَ) [ ع. ] (اِمف.) غلط دار.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) کسی که غل و زنجیر به گردنش انداخته شده، به زنجیر کشیده شده.
(مُ غَ مِّ) [ ع. ] (اِفا. ص.) دلاک، کیسه – کش، مشت مال دهنده.
(مِ سَ) [ ع. ] (اِ.) چیزی که با آن چیزی را بشویند.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) غسل داده شده، پاک شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ناخالص، ناسره، آشفته، پریشان.
(مَ غْ یا غَ) [ ع. ] (اِ.) درد شکم و رودهها.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) غصب شده، به زور گرفته شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) مورد خشم قرار گرفته.
(مِ فَ) [ ع. ] (اِ.) خود، کلاه آهنین. ج. مغافر.