اسم

مغرفه

(مِ رَ فَ) [ ع. مغرفه ] (اِ.) کفگیر، ملاقه.

    مغتذی

    (مُ تَ ذا) [ ع. ]
    ۱- (اِمف.) خورده شده.
    ۲- (اِ.) در فارسی: غذا، خوراک.

      مغتسل

      (مُ تَ سَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- جایی که در آن غسل کنند.
      ۲- آبی که با آن غسل کنند.

        مغتسل

        (مُ تَ س) [ ع. ] (اِفا.) آن که می‌شوید.
        ۲- آن که خوشبوی به می‌مالد.

          مغازی

          (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ مغزی ‘؛ جنگ‌ها، حرب‌ها.

            مغاص

            (مَ) [ ع. ] (اِ.) جای فرو رفتن در آب.

              مغاک

              (مَ) (اِ.) گودال، جای گود و عمیق.

                Scroll to Top