معجون
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) سرشته شده، خمیر کرده شده. ج. معاجین.
(مُ عَ دَّ یا دِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- راست و درست شده.
۲- میانگین چیزی. ؛ ~نمرات حاصلِ قسمت مجموع نمرههای دروس هر شاگرد.
(مَ دَ یا دِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- مرکزچیزی.
۲- جایی در زیر یا روی زمین که در آن فلزات یا سنگهای مخصوص انباشته شده. ج. معادن.