اسم

معترک

(مُ تَ رِ) [ ع. ] (اِ.)میدان جنگ، معرکه.

    معتکف

    (مُ تَ کِ) [ ع. ] (اِفا.) گوشه نشین، کسی که برای عبادت در مسجد یا جای دیگر خلوت بگزیند.

      معتل

      (مُ تَ لّ) [ ع. ]
      ۱- (اِمف.) علیل، بیمار.
      ۲- فعل یا اسمی که در آن یکی از حروف علّه – و، ا، ی – وجود داشته باشد.

        معتد

        (مُ تَ دّ) [ ع. ]
        ۱- (اِفا.) در شمار آینده، معدود شونده.
        ۲- از حد درگذرنده.
        ۳- (اِمف.) گمان شده، تخمین زده شده.

          Scroll to Top