اسم

معتکف

(مُ تَ کِ) [ ع. ] (اِفا.) گوشه نشین، کسی که برای عبادت در مسجد یا جای دیگر خلوت بگزیند.

    معتل

    (مُ تَ لّ) [ ع. ]
    ۱- (اِمف.) علیل، بیمار.
    ۲- فعل یا اسمی که در آن یکی از حروف علّه – و، ا، ی – وجود داشته باشد.

      معتد

      (مُ تَ دّ) [ ع. ]
      ۱- (اِفا.) در شمار آینده، معدود شونده.
      ۲- از حد درگذرنده.
      ۳- (اِمف.) گمان شده، تخمین زده شده.

        Scroll to Top