اسم

معتد

(مُ تَ دّ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) در شمار آینده، معدود شونده.
۲- از حد درگذرنده.
۳- (اِمف.) گمان شده، تخمین زده شده.

    معاوضه

    (مُ وَ ضَ یا وِ ض) [ ع. معاوضه ]
    ۱- (مص م.) با هم عوض کردن.
    ۲- (اِمص.) تبدیل، تعویض.

      معاون

      (مُ وِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- یاری کننده.
      ۲- کسی که مقامش در وزارتخانه یا اداره پس از وزیر یا رییس است.

        معایش

        (مَ یِ) [ ع. ] (اِ.) جِ معیشت ؛ اسباب و لوازم زندگانی.

          Scroll to Top