اسم

مطوق

(مَ طَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) طوق دار، با گردن بند آراسته شده.

    مطوقه

    (مُ طَ وَّ قَ یا قِ) [ ع. مطوقه ] (اِ.) کبوتری که در گردن او طوق باشد.

      مطوی

      (مَ یّ) [ ع. ]
      ۱- (اِمف.) در هم پیچیده، درنوردیده.
      ۲- پوشیده.
      ۳- (اِ.) پیچیدگی، حلقه.

        مطیع

        (مُ) [ ع. ] (اِ فا.) فرمان بردار، اطاعت – کننده.

          مطیه

          (مَ یِّ) [ ع. مطیه ] (اِ.) حیوان سواری چون اسب و استر و اشتر.

            مظالم

            (مَ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مظلمه ؛ ستم‌ها.

              Scroll to Top